أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
729
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
است كه از شكم پرستو به دست مىآورند و بر ضد يرقان به كار مىرود . پرستو به عربى عصفور الجنة « گنجشك بهشتى » نيز ناميده مىشود . 710 . عصافير السنبل 1 در ترياق حنين [ گفته شده است ] كه اين « سنبل گنجشكى » 2 است . ديسقوريدس 3 : ناردوس هندى 4 همان عصافير السنبل است 5 . سنبلهاى هندى و شامى در كوههاى نزديك شام [ مىرويند ] ، برخى از اين كوهها به نواحى هند نزديك مىشوند . بهترين [ سنبل ] شامى تازه ، سبك با شاخههاى بسيار و تلخمزه است . خوشههايش كوچك به رنگ سرخ و مانند سعد خوشبوست . ( 1 ) . به عربى : « گنجشكهاى سنبل » ؛ در ديگر منابع دسترس ما به اين شكل نوشته نشده است . اما در اينجا اشاره مىشود كه اين همان سنبل العصافير « سنبل گنجشكى » - Nardostachus jatamansi DC . مترادف Valeriana jatamansi Jones . است . نك . شمارهء 571 ، يادداشت 1 . ( 2 ) . سنبل العصافير ، نك . يادداشت 1 . ( 3 ) . ديوسكوريد ، I ، 6 . ( 4 ) . ناردوس الهندى . ( 5 ) . چنين جملهاى در ترجمهء عربى ديوسكوريد وجود ندارد . 711 . عصا الراعى 1 به سريانى حطرىراعيا 2 ، به فارسى صد پيوند 3 [ ناميده مىشود ] . ابو معاذ : به فارسى وىايزه 4 ، به بستى 5 ديوزوان 6 [ ناميده مىشود ] . جالينوس در حيلة البرء با توصيف يك كوه [ مىگويد ] كه برسياندارو 7 يعنى « عصا الراعى » بر اين كوه مىرويد . آن را بطباط نيز مىنامند كه در فصل « باء » از آن نام برده شده است 8 . ( 1 ) . به عربى : « چوبدستى چوپان » - Polygonum aviculare L . ؛ سراپيون ، 54 ؛ ابو منصور ، 397 ؛ ابن سينا ، 530 ؛ ميمون ، 298 ؛ عيسى ، 6 145 . ( 2 ) . حطرى راعيا ، I , Low ، 4 . ( 3 ) . صدپيوند ، II , Vullers ، 511 : « صدپيوند گياهى است كه به عربى « عصافير الراعى » [ ؟ ] ناميده مىشود » . ( 4 ) . چنين است در نسخهء الف : وىايزه ( ؟ ) . نسخهء فارسى : دبيبر .